|
بهترین عکس های عاشقانه اين وبلاگ همه روزه اپديت ميشود |
موضوعات
مرداد 1388
تیر 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آمار بازديد : نفر
افراد آنلاين : نفر
عشق من عاشقتم ( گالری )
بغلم کن عشق خوبم بذار حس کنم تنتو
از حرارتت بميرم بگيرم عطر تنتو
واسه من آغوش گرمت تنها جای امن دنياست
ساز آشنای قلبت خوشترين آهنگ دنياست
منو که بغل بگيری گم ميشم تو شهر رويا
بند مياد نفس تو سينم مثل مجنون پيش ليلا
به تو شفاف و برهنه دل سپردم بی محابا
بغلم کن تا نميرم بی تو، تو دستای سرما
مثل دامن فرشته شب ما قديس و پاکه
حتی ماه به حرمت ما، عاشقونه تر می تابه
بغلم کن عشق خوبم بذار آرامش بگيرم
سر بذارم روی شونت با نفسهات خو بگيرم
جز سرانگشتهای گرمت تن من عشقی نديده
دست بكش رو گونه ی من
منو خواب كن تا سپيده
نوشته شده توسط علی در جمعه بیست و سوم مرداد 1388
لينك مطلب
loveeeeeeeeeeeeeeeeee ( گالری )
برای دیدنت ،
گشتم همه گل فروشی های شهر را ،
گل ها همه رنگ باخته ...
یک دسته بوسه آورده ام !
.
چشمان تو ، چشمان من
لبــهای من ، لبــــهای تو
آتش باران ِ چهار پاره ...

نوشته شده توسط علی در جمعه بیست و سوم مرداد 1388
عشق ( گالری )
و هر صبح با در آغوش داشتن تو
از خواب بيدار مي شوم
نيمه شب وقتي چشم باز مي کنم
تابلويي زيبا از آفرينش خداوند را مي بينم
موهاي پاشيده
چشماني زيبا
خواب و بسته
لبهايي سرخ و برّاق
زير لحاف گلدار آبي با گلهاي ريز صورتي
با انگشتانم
بر حاشيه ي صورتت
طرح زيباي چهره ات را مي کـِشم
وقتي به لبانت مي رسد
مي بوسي
با دستانم تو را در آغوش مي کـِشم
و تو انگار بيدار
خودت را در آغوش من جا مي کني
يک قالب تمام عيار
سرت را به سينه ام
زير گردنم مي چسباني
و آرام به خوابي آرامتر فرو مي روي
گرماي نفسهاي تو که به سينه مي خورند ،
روح تازه اي در من دميده مي شود
آرام آرام با موهايت بازي مي کنم
و با انگشتانم تارهاي لطيف موهايت را شانه مي کـِشم
يکي
دو تا
سه تا ...
دستم را به روي سرت مي کـِشم
و نوازش مي کنم
وحي آمد :
به من نگاه مي کني ...
ـ قول ميدي هيچوقت تنهام نزاري ؟
: آره عزيزم قولِ قول
و باز در قالب آغوش من فرو مي روي
سرت رابه سينه ام
زير گردنم مي چسباني
و آرام به خوابي آرامتر فرو ميروي
گرماي نفسهاي تو که به سينه مي خورند
روح تازه اي در من دميده مي شود
...

نوشته شده توسط علی در چهارشنبه بیست و یکم مرداد 1388
عشق ( گالری )

در نهان خانهء قلب من و تو
هست رازي كه كسي
نتوانسته بيانش بكند
اين همان راز وجود من و توست
كز ازل تا به ابد
همره انسان است
و گريزي نبود هيچكسي را از او
او همان نقطه اي از قلب تو است
كه فرو ريزد اگر
آن كسي را كه تو مي داري دوست
بر سر راه تو هويدا شود و عطر نفسهايش
در مشام توي دلبسته به او
پيچيدست
او همان اميديست
كه بقاي من و تو
استوار از بودن اوست
او همان روياييست
كه شباهنگامان به سراغت آيد
و تو را در خلسه اي از بي وزني
كه همان خواب بود
غوطه ور مي سازد
اندكي ژرف نظر كن
كه چنين موهبتي
قدر صد كاغذ بي جان
كه مي نامندش پول
مي ارزد
اندكي خوب بيانديش
كه اين بار گران هستي
بي وجودش
قدر صد كوه كه بشكافته اند
سينهء آبي اين چرخ كبود
سنگين بود
اندكي نيك نظر كن ، و ببين
كاين همه حجم عظيم از احساس
كآسمان هم با اين همه وسعت و گستردگيش
تاب گنجاندن اورا ندارد در خود
در حجمي سرخ به اندازه مشت
كه در سينه توست
شده جاي
پس چنين راز بزرگ و بشكوه
نتواند به زبان آيد و توصيف شود
پس دگر اي شاعر كوچك
دل من
دست و قلمت خسته مكن
چون آن راز مگوي هستي
كه تو هستي در پي توصيفش
عشق است
![]() |
نوشته شده توسط علی در سه شنبه بیستم مرداد 1388
تو را من دوست میدارم ( گالری )
مطالب پيشين
![]()
کپي برداري از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز ميباشد .
All Rights Reserved 2005-2006
© by
tak-aks.blogfa.com

